وقتی یکجا نشستم دارم یک کاری را انجام می دهم بعد از گذشت چند... نمی دونم شاید چند دقیقه شاید هم چند ساعت٬ بدون اینکه متوجه گذر زمان شوم٬ میبینم که دارم فکر می کنم. گاهی از خودم میپرسم: داری به چی فکر می کنی؟ برای خودم جوابی ندارم٬ آره اگر کسی ازم بپرسه توجیهش می کنم در حد المپیک ولی با خودم که رو راستم جوابی ندارم. واقعاْ جوابی ندارم.
مدام فکر های بیخودی میاد تو کلمو این سلول های خاکستری را درگیر خودشون میکنن. یکی نیست بگه آخه بابا بی انصافا یکمشم بزارید برای بعداْ خدای نکرده می خواهم ۱۲۰ سال زندگی کنم٬ ولی کو گوش شنوا...
نمی دونم چی اتفاقی داره می افته که جدیداْ دارم به این نتیجه میرسم که اساساْ به هیچی فکر نمی کنم.
یه بار جلوی آینه وایسادم گفتم: تو کی هستی؟
.
.
جوابی نداشتم٬ این دفعه ام جوابی نداشتم٬ مثل تمام عمرم این بارهم برای خودم جوابی نداشتم.

پدیدآورندگان رپ٬ رپ را اینگونه تعریف می کنند:
سبک موسیقی رپ که در دهه ۱۹۶۰ توسط سیاهپوستان آمریکایی در برانکس (واقع در نیویورک) به وجود آمد نوعی سلاح مبارزه جوانان سیاه با تبعیض نژادی رایج در آن زمان بود و به همین دلیل بود که به خاطر بیان مشکلات زندگی در گِتوها (جایی برای زندگی مردمی که جزو اقلیت یک شهر به حساب میآیند) به موسیقی گتو نیز شهرت دارد.
گرچه همواره سیاهپوستان را صاحبان موسیقی رپ میدانند اما نمیتوان از نقش آمریکایی های لاتینی تبار در زنده نگه داشتن این سبک چشم پوشی کرد، در ثانی رپ در دنیای امروز از چار چوبی که آنرا منحصراً مربوط به سیاهپوستان میساخت خارج شده و به یک شیوه اعتراض برای جوانان جهان تبدیل شده ؛ در واقع هر جا که جوانها هستند و هر کجا که نارضایتی وجود دارد رپ هم بعنوان یک شیوه اعتراض که در قالب موسیقی و در دل کلماتی که به سرعت و پشت سر هم پیاده میشوند نهفتهاست ٫ در آنجا حضور دارد.
من نمی دونم رپ از کی وارد ایران شده ولی می گن شخصی به اسم سروش رپ را در وارد ایران کرده (مانند تمام چیزهای دیگر رپ نیز وارداتی است).
امروزه جوان ایرانی آنچنان که به رپ اهمیت می دهد به موسیقی اصیل ایرانی توجه نمی کند. چرا؟
چرا یه جوان ایرانی به جای اینکه ذهن و فکر و دل مشغولیش پیشرفت خودش و جامعه اش باشد باید فقط دنبال ابتذال باشد جوان ایرانی به راحتی می تواند انتقاد کند ولی نمی خواهد.
حال بعضی ها می گویند:" آقا کجای کاری نمی گذارن حرف بزنیم "
اینم جواب این افراد
مقام معضم رهبری: "هميشه گفته ام که بايد از روزي بترسيم که جوان و دانشجوي ما انگيزه طرح مسئله و سئوال نداشته باشد ".
حال بگذریم حرف من این است که رپ در ایران مانند تمام چیزهای وارداتی دیگر بد جا افتاده است و اگر از رپ به صورت اصولی استفاده شود برای جامعه سودمند است.
به قول علی محمدی: "انقدر رپ گوش دادی قوه ی تحلیل شعرت داغون شده"
نتیجه:
موسیقی اصیل ایرانی بیشتر از رپ جای کار دارد. همین...
وقتي اتفاقي ميافتد٬ چه خوب چه بد٬ به معنايش فكر كنيد.
در پشت اتفاقات زندگي منظوري نهفته است٬
كه به شما ياد ميدهد چهطور
بيشتر بخنديد
و
سخت گريه نكنيد.

ما باید اسیر بمونیم
زنده هستیم تا اسیريم
واسه ما رهایی مرگه
تا رها بشیم میمیریم

خودستایان تکیه بر اریکه ها زده اند؛ کتاب خدا را چنان می خوانند که سود ایشان است. آنان که طیلسان زهد پوشیده اند تک پیرهنان را پیرهن بر تن می درند؛ آنان که دستار بر سر نهاده اند سر از گردن خداترسان می اندازند... اینان سپاه آز می آرایند و دیوار غرور می افرازند و کوشک های خودپرستی می سازند و انبانشان را از انباشتن پایانی نیست.
(روز واقعه، بهرام بیضایی، ص۵۴)
من تو قصه یک کهنه کتابیم مگه نه؟ یه سوالیم یه سوال بی جوابیم مگه نه؟
یه روزی قصه پر غصه ما تموم میشه آخرش نقطه پایان کتابیم مگه نه؟
پشت هم موج بلا می شکنه و جلو میاد وای بر ما که در آب مثل حبابیم مگه نه؟
کی می گه ما با همیم٬ ما با هم جفت غمیم دوتا عکسم و به زندون یه قابیم مگه نه؟
ای خدا ابر محبت چرا بارون نداره آسمون خشکه و ما تشنه آبیم مگه نه؟
کار دنیا رو که دو چشم دیده بود گفت به دلم ما دو تا پنجره رو به سرابیم مگه نه؟
سوال ميپرسي درباره چي نظر ميخوام؟ منم ميگم:
رضا عطاران (۲۰/۲/۱۳۴۷) كارگردان٬ فيلمنامه نويس و بازيگر سينما و تئاتر از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷ پنج مجموعه طنز ساخته است كه ۴ تا از آنها در ماه مبارك رمضان بوده است( بزنگاه٬ ترش و شيرين٬ متهم گريخت٬ خانه بدوش). تيتراژ ۲ تا از اين فيلمهاي مخصوص ماه مبارك كار خود عطاران است تيتراژ فيلم ۴*۳ نيز كار خودش است. حالا از شما ميخواهم نظرتون را در مورد اين ۳ تيتراژ بزاريد٬ ممنون.
اگه اين ۳ تيتراژ را فراموش كردي ميتوني گوش بدي:
۱-متهم گريخت: رضا عطاران و اميرحسين مدرس (گوش بده)
۲-ترش و شيرين: رضا عطاران و محسن نامجو (گوش بده)
۳-سه در چهار: رضا عطاران و حميدرضا تركاشوند (گوش بده)
نظر فراموش نشه!!!!!!!!!!!!!!!!!
((روی "گوش بده" کلیک کنید بعد صفحه ای که باز می شود در زیر play list اسم آهنگ نوشته شده است روش کلیک کنید بعد آهنگ رو گوش بدهید.))

من غلام خانهزادم اينچنين ردم مكن
(؟)
گفت: من هم روزي بزرگ ميشوم و عاشق ميشوم
گفتم: تو هم روزي بزرگ ميشوي و عاشق ميشوي
( فيض )
به سايهمان هم نخواهيم رسيد...
مادامي كه پشت به خورشيد حركت ميكنيم.
( عباس سجادي)
پلك نزن محبوب من...!
دنيا مردد ميماند ميان شب و روز
(نورا... مرادي)
نرگس٬ گل زمستان است
زمستان است٬ گل نرگس
(محمدرضا تركي)

يك حرف فاصله
تنها فقط همين
يك حرف فاصله
از سرگذشت تو تا در گذشت تو
(ميرا... گودرزي)
تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (س) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم.
باورم نمي شود!
آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام!
تو كه زيارتت،
همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!

اي جاودانه ترين، آنگاه که عشق زميني را تجربه مي کردم دلم چيزي فراتر مي خواست خط بطلان بر تمام آنها کشيدم و دل در گرو عشق تو سپردم. نوري از عشق تو مرا در بر گرفت، چه عشقي و چه حلاوتي، چه نعمتي... عشقت را از من دريغ نکن... .

امام حسین(ع):
جز به يكى از سه نفر حاجت مبر:
به ديندار، يا صاحب مروّت، يا كسى كه اصالت خانوادگى داشته باشد.
۱-در مترو بعضی ها مشغول blutooth بازی هستند.
(عکس نداریم)
۲-بعضی دیگر (اغلب آقا پسرها) بازوان سترگ خود را به نمایش می گذارند.

۳-بعضی ها نیز کاسبی می کنند.

۴-بعضی ها (که شامل ۹۰ درصد مسافران می شود) فکر می کنند.

۵-بعضی ها هم مثل این سربازان فدایی وطن٬ استراحت می کنند.

۶-ولی در نهایت شرکت قطار شهری موفق به اشتغال زایی برای تمام مسافران نشده است و بعضی ها هنوز بیکارند.

البته مسولان قطار شهری سعی در راحتی بانوان در استفاده از مترو دارد و در مواقعی که کم می آورد از طناب به جای میله برای جداسازی استفاده می کند.

امام حسین(ع):
حوایج مردم به سوی شما از نعمت های خداوند است
پس از نعمت ها آزرده نشوید...!
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است وافسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم می گدازد
خیال نا شناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد
پریشان سایه ای آشفته آهنگ
ز مغزم می تراود گیج وگمراه
چو روح خوابگردی مات و مدهوش
که بی سامان به ره افتد شبانگاه
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته دردی گریه آلود
نمیدانم چه می خواهم بگویم
نمیدانم چه می خواهم بگویم


