رونوشت به حسن ميثمي
خندهي تلخ من از گريه غمانگيزتر است
كار من از گريه گذشته كه به آن ميخندم

چرا؟
حقيقتا 2 صفحه نوشته بودم كه بزارم تو وبلاگم ولي حال و حوصله فحش شنيدن نداشتم.
اين منم
پر شكسته
خستهي خسته
از خودم بيزارمو...

دل تنگي
اگه امكانش هست يكي شمارهي ايرانسلي، تاليايي يا حتي همراه اولي از خدا به من بده. به جون خودم دلم براش تنگ شده.

باز آمدم...
بعد از آنكه چشم دشمنان اسلام و مسلمين كور شد و قالبي نو كرديم به ديار مجازي بازگشتم. به اميد آنكه پستهاي بهتري بنويسم.
...باز آمدم چون عید نو
تا قفل زندان بشکنم...


