تبليغاتX
گلچهره

گلچهره

گلچهره مپرس کان نغمه سرا از تو چرا جدا شد؟
کَذَّبُ وَقّاتُون
شاه نعمت الله ولی فرزند میر عبدالله (۷۳۰، ۷۳۱ ــ ۸۳۲، ۸۳۴)، یکی از شاعران ایرانی بود. نام کامل وی: ( سید نور الدین شاه نعمت الله ولی ماهانی کرمانی ). از اقطاب وعرفای سدهٔ هشتم ونهم هجری است که طریقتی جدید در تصوف را ایجاد کرد و پیروان سایر طریقت‌ها را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. تولد شاه نعمت الله را برخی از قول امیر خلیل اله نوهٔ آن جناب، روز چهارشنبه چهار دهم ربیع الأول ۷۳۱ هجری قمری در شهر حلب (از بلاد سوریه فعلی) وبرخی دیگر پنجشنبه بیست و دوم رجب ۷۳۰ در قصبهٔ کوه بنان کرمان ذکر کرده‌اند. پدر وی میرعبدالله از بزرگان عرب و مادرش از خوانین شبانکارهٔ فارس بوده‌است. نسبت أو با نوزده نسل به حضرت رسول أکرم می‌رسد.

مهمترين شعري كه وي در مورد پيشگويي آخرالزمان و امام زمان مي‌سرايد به اين صورت است كه 40 سال بعد از حكومت جمهوري اسلامي زمان ظهور است.

... بعد از او شاهي از ميان برود

دولتي پايدار مي‌بينم

چونكه چند سال از زمانه گذشت

عالمي چون نگار مي‌بينم

نايب مهدي آشكار شود

نوعي عالي تبار مي‌بينم

پادشاهي تمامو دارنده

سروري با وقار مي‌بينم

بندگان جناب حضرت او

سربسر تاجدار مي‌بينم

تا چهل‌سال اي برادر جان

دور آن شهريار مي‌بينم

دور ايشان تمام خواهد شد

لشكري را سوار مي‌بينم

سيدي را ز نسل آل حسن

سروري را سوار مي‌بينم

قائم شرع آل پيغمبر

بحهان آشكار مي‌بينم

(م‌ح‌م‌د) مي خوانند

نام آن نامدار مي‌بينم

صورت و سيرتش چو پيغمبر

حلم و علمش تمام مي‌بينم

در كمند آن سپهر وقار

تيغ چو ذوالفقار مي‌بينم

سمت مشرق زمين طلوع كند

گور دجال زار مي‌بينم

رنگ يك چشم او به چشم كبود

خري بر خري سوار مي‌بينم

لشكر او بود ز اصفاهان

هم يهود و مجار مي‌بينم

صورت همه خورشيد

به‌نظر آشمار ميبينم

آل‌سفيان همه طلوع كنند

همه كس را فكار مي‌بينم

يار با ذوالفقار مي‌بينم...


+نوشته شده در 88/05/12ساعت23:55توسط علیرضا |
یه جوون (یک جوان، one young person)
براي آسان‌تر نوشتن از" +" به جاي واژه‌ي "يك جوان" استفاده مي‌كنم!

خوب اكثر كسايي كه اين متن رو مي‌خونن + هستن ،ولي من نمي‌دونم اطرافيامون از + چه توقعاتي دارن. + هرچقدر هم خودشو به زمين و زار بزنه آخر سر بچه‌ي مامان جونشه، از اين جوون چه توقعي مي‌شه داشت. از + ۲۰ ساله كه داره ۲ جا كار مي‌كنه، دانشگاه‌هم مي‌ره، تو دانشگاه فعاليت فرهنگيم مي‌كنه، دور از خانوادشم هست ديگه چي‌ميخوايم ما.

توقع داريم + با شرايط بالا ويلا داشته باشه يا الگانس يا ... . مدام هم كه تو سرش مي‌خوره كه من دارم خرجتو مي‌دم ديگه چه مرضيه بشين درستو بخون. يك نفر نيست به اون پدر بزرگوار بگه: " آهاي آدمي كه دنبال پيشرفت بچت هستي يكم ببين داره چي‌كار مي‌كنه بين مي‌خواد بعد ۲۰ سال اثبات كنه مردي شده، اما اي دريغ كه ما تو ايرانيم و تو ايران پسر تا سربازي نره مرد نيست حالا اگه ماهي ۵۰۰ تومان هم درآمد داشته باشه."

خيلي از ما جوان‌ها خيلي از آرزوهامونو يا بايد تو ۸۰ سالگي بهش برسيم يا تو گور. ميگه بابا زن مي‌خوام، ميگه چي داري؟ خوب حق داره مي‌خواي دختر مردم رو بدبخت كني. باباتم نمي‌تونه خرج يه نون خور بيشتر رو بده خودتم اضافي هستي چه برسه به زنت. خوب حالا بايد چي‌كار كنيم؟

اين اتفاقات از برداشت هاي غلط ما از زندگيه. تو درست تربيت نشدنمونه. تو اجتماع قرار نگرفتنمونه. هنوز دنبال آرزوهاي كوچيكمون هستيم.

                                  فكر مي‌كنيم بزرگ شديم.

ولي + اگر بخواد مي‌تونه به همه‌ِ اون بالايي‌ها دست پيدا كه اگه خودش خودشو پيدا كنه.

خواهشن ما سر بچه‌هامون اين بلا‌ رو نياريم و از اول بزرگ‌منش و مستقل بزرگشون كنيم.

مي‌دونم خيلي چيزاي مهم و حياتي رو جا انداختم.

مي‌دونم خيلي تند نوشتم.

مي‌دونم اين نظر من بود نه جامعه در صورتي كه ما تو جامعه هستيم نه تو خودمون.

مي‌دونم ... مي‌دونم...‌مي‌دونم... .  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

با تشكر از سیب خوشبو(حسن میثمی)  كه باني نوشتن اين پست شد! 

+نوشته شده در 88/03/09ساعت1:15توسط علیرضا |
‍‍فیلتر کردن!!!
با سلام خدمت تمام دوستان.
باید به عرض برسانم که پست محرم ۱۴۳۰ نوشته شده در تاریخ۸۷/۱۰/۲۲ به دلیل فیلتر شدن سایت آپلود عکس‌های آن ‍پست و بدنما شدن فضای وبلاگ پست مذکور را حذف کرده‌ام.
منم فیلتر کردن اینا   
+نوشته شده در 88/02/19ساعت13:30توسط علیرضا |
بي‌كاري بهتر است يا علاقه‌ به سياست؟

شماره جديد همشهري جوان انگيزه‌اي شد براي نوشتن اين پست. در اين پست مي‌خوام به اين موضوع بپردازم چرا مردم زندگي خودشونو تعطيل مي‌كنن و دو روز در هفته به تماشاي افسانه جومونگ به مدت 90 دقيقه‌ مي‌پردازند. حال اين دو تا ۹۰ دقيقه‌را ضرب در تعداد روز‌هايي كه در سال نمايش داده‌ميشه بكنيم شايد بتوان يه عدد نجومي در‌اورد. از طفوليت به ياد داريم كه سريال‌هاي كره‌اي و ژاپني و چيني در ايران هواداران خاص خود را داشته است. زماني كه طفل صغيري بودم «اوشيين» را به ياد مي‌آورم كه تمام زن‌هاي فاميل حين سبزي پاك‌كردن با تمام وجود از خود بي‌خود مي‌شدند و به تماشاي اين سريال مي‌پرداختند و از زندگي قافل بودند. در اين چند سال اخيرهم كه كاردار فرهنگي ايران تو كره بسيار فعال شده و تمام سريال‌هاي كره‌اي را با مشقت‌ فراوان! فراهم مي‌كند و براي كشور عزيزش مي‌فرستد و رسانه‌ي ملي نيز مردم را ۳ ساعت در هفته فقط به تماشاي اين سريال مشغول نگه‌مي‌دارد، به غير از سريال‌ها و فيلم‌هاي بي‌محتواي ديگر كه مدام از صدا وسيماي جمهوري اسلامي ايران پخش مي‌شود.

عجب در اينجاست كه دليل علاقه‌ي مردم به اين‌ سريال‌هاي بيش‌ از اندازه‌است و حتي مي‌توانيم بگوييم بينندگان اين سريال كره‌اي از بينندگان سريال‌هاي با‌محتواي ايراني مثل يوسف پيامبر، خواب و بيدار و هزار دستان و ... بسيار بيشتر است و بينندگان اين سريال از قشر زنان سبزي‌پاكن فراتر رفته و در ميان اكثر اقشار جامعه مخصوصا طرفداران فيلم‌هاي اكشن آمريكايي ( كه بي‌محتواترند ) نيز رخنه كرده است.

ذليل اين حركت زياد واضح نيست و اين كار را بايد جامعه‌شناسان انجام دهند ولياينو مي‌دونم كه ۵۰ درصد بينندگان سريال طويل افسانه جومونگ آدم‌هاي بيكار هستند و ۳۰ درصد به‌خاطر سوسانو مي‌بينند و ۱۵ درصد براي اينكه از بقيه عقب نيفتند و بتونن همه جا تحليل خود را ارائه دهند و ۵ درصد هم كه جز بهترين بينندگان هستند به اين دليل مي‌بينند تا مقداري درس سياست يادبگيرند و به اين دسته پيشنهاد مي‌كنند سريال خانه‌هاي پوشالي را هرجور شده گير بياورند و ببينند تا بفهمند سياست را مي‌توان در سريال‌هاي انگليسي جستجو كرد و نه كره‌اي و بي‌محتوا.

________________________

با تشكر از ساعت شني

+نوشته شده در 88/02/10ساعت13:38توسط علیرضا |
رپ...

پدیدآورندگان رپ٬ رپ را اینگونه تعریف می کنند:

سبک موسیقی رپ که در دهه ۱۹۶۰ توسط سیاهپوستان آمریکایی در برانکس (واقع در نیویورک) به وجود آمد نوعی سلاح مبارزه جوانان سیاه با تبعیض نژادی رایج در آن زمان بود و به همین دلیل بود که به خاطر بیان مشکلات زندگی در گِتو‌ها (جایی برای زندگی مردمی که جزو اقلیت یک شهر به حساب می‌آیند) به موسیقی گتو نیز شهرت دارد.

گرچه همواره سیاهپوستان را صاحبان موسیقی رپ می‌دانند اما نمی‌توان از نقش آمریکایی های لاتینی تبار در زنده نگه داشتن این سبک چشم پوشی کرد، در ثانی رپ در دنیای امروز از چار چوبی که آنرا منحصراً مربوط به سیاهپوستان می‌ساخت خارج شده و به یک شیوه اعتراض برای جوانان جهان تبدیل شده ؛ در واقع هر جا که جوان‌ها هستند و هر کجا که نارضایتی وجود دارد رپ هم بعنوان یک شیوه اعتراض که در قالب موسیقی و در دل کلماتی که به سرعت و پشت سر هم پیاده می‌شوند نهفته‌است ٫ در آنجا حضور دارد.

 

من نمی دونم رپ از کی وارد ایران شده ولی می گن شخصی به اسم سروش رپ را در وارد ایران کرده (مانند تمام چیزهای دیگر رپ نیز وارداتی است).

امروزه جوان ایرانی آنچنان که به رپ اهمیت می دهد به موسیقی اصیل ایرانی توجه نمی کند. چرا؟

چرا یه جوان ایرانی به جای اینکه ذهن و فکر و دل مشغولیش پیشرفت خودش و جامعه اش باشد باید فقط دنبال ابتذال باشد جوان ایرانی به راحتی می تواند انتقاد کند ولی نمی خواهد.

حال بعضی ها می گویند:" آقا کجای کاری نمی گذارن حرف بزنیم "

اینم جواب این افراد

مقام معضم رهبری: "هميشه گفته ام که بايد از روزي بترسيم که جوان و دانشجوي ما انگيزه طرح مسئله و سئوال نداشته باشد ".

حال بگذریم حرف من این است که رپ در ایران مانند تمام چیزهای وارداتی دیگر بد جا افتاده است و اگر از رپ به صورت اصولی استفاده شود برای جامعه سودمند است.

به قول علی محمدی: "انقدر رپ گوش دادی قوه ی تحلیل شعرت داغون شده"

 نتیجه:

موسیقی اصیل ایرانی بیشتر از رپ جای کار دارد. همین...

+نوشته شده در 87/08/20ساعت9:36توسط علیرضا |
مي‌خوام ۱۳ دقيقه وقتتو بگيرم تا نظر بدي...
اين دفعه مي‌خوام نظر‌خواهي كنم از چيزي كه شايد فراموش كرده باشيد يا نه شايد من اشتباه مي‌كنم چيزيه كه همه در خاطرشون دارن و من تا ۳ ماه پيش فراموش كرده بودم. چيزاي مهمي نيستن فقط چندتا تيتراژ معمولين ولي تو دلشون كلي حرف و حديث دارن٬ آنقدر حرف‌هاي خوشگل و زشت دارن كه حد نداره تمام مشكلات زندگيتو جلوت مياره٬ تمام شاديهاتو مياره جلو چشات٬ حالا از تو نظر مي‌خوام.

سوال مي‌پرسي درباره چي نظر مي‌خوام؟ منم ميگم:

رضا عطاران (۲۰/۲/۱۳۴۷) كارگردان٬ فيلمنامه نويس و بازيگر سينما و تئاتر از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۷ پنج مجموعه طنز ساخته است كه ۴ تا از آنها در ماه مبارك رمضان بوده است( بزنگاه٬ ترش و شيرين٬ متهم گريخت٬ خانه بدوش). تيتراژ ۲ تا از اين فيلم‌هاي مخصوص ماه مبارك كار خود عطاران است تيتراژ فيلم    ۴*۳ نيز كار خودش است. حالا از شما مي‌خواهم نظرتون را در مورد اين ۳ تيتراژ بزاريد٬ ممنون.

اگه اين ۳ تيتراژ را فراموش كردي مي‌توني گوش بدي:

۱-متهم گريخت: رضا عطاران و امير‌حسين مدرس (گوش بده)

۲-ترش و شيرين: رضا عطاران و محسن نامجو     (گوش بده)

۳-سه در چهار: رضا عطاران و حميدرضا تركاشوند (گوش بده)

نظر فراموش نشه!!!!!!!!!!!!!!!!! 

((روی "گوش بده" کلیک کنید بعد صفحه ای که باز می شود در زیر play list اسم آهنگ نوشته شده است روش کلیک کنید بعد آهنگ رو گوش بدهید.))

+نوشته شده در 87/08/12ساعت10:2توسط علیرضا |
اشتغال زایی مترو شهری برای مسافران شهری...
از موقعی که متروی (ببخشید قطار شهری) شهر تهران راه اندازی شده است (البته نصفه و نیمه) مسولان مترو در صدد آن بودند که مسافران شهری خود را مشغول نگاه دارند (که بهتر از علافی است)٬ و در این کار نیز به صورت نیم بند موفق بودند:

۱-در مترو بعضی ها مشغول blutooth بازی هستند.

                                         (عکس نداریم)

۲-بعضی دیگر (اغلب آقا پسرها) بازوان سترگ خود را به نمایش می گذارند.

                                      

۳-بعضی ها نیز کاسبی می کنند.

۴-بعضی ها (که شامل ۹۰ درصد مسافران می شود) فکر می کنند.

۵-بعضی ها هم مثل این سربازان فدایی وطن٬ استراحت می کنند.

 

۶-ولی در نهایت شرکت قطار شهری موفق به اشتغال زایی برای تمام مسافران نشده است و بعضی ها هنوز بیکارند.

البته مسولان قطار شهری سعی در راحتی بانوان در استفاده از مترو دارد و در مواقعی که کم می آورد از طناب به جای میله برای جداسازی استفاده می کند.  

 

+نوشته شده در 87/08/06ساعت9:33توسط علیرضا |








Powered by WebGozar

RSS